ضحی عشق مامان و باباضحی عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

ضحی نازی

مریضی ضحی جان

1391/12/20 15:17
نویسنده : مامانی
1,145 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترکم

تا حالا از مریض شدنات برات ننوشتم ولی این سری گفتم بذار بنویسم.

سه شب قبل منو تو و بابایی رفتیم روستا گفتیم آخر هفته است تنوعی برامون بشه اونجا که رسیدیم کسل و بی حال بودی.

ساعتای 12:30 شب بود که دیدم بدنت داغه خیلی ترسیدم قطره استامینوفن هم نداشتم عمه اینا هم اومده بودن ده، بابا به عمه زنگ زد قطره داشت و برات آورد تا صبح ناله میکردی صبح هم که پا شدی دیدم حالت خوب نیست گفتم برگردیم بریم دکتر که دیدم خداروشکر حالت بهتره رفتیم پیش ریحانه و تو هم سرحال شدی و بازی کردی.

دو باره ظهر تب کردی عصر تبت بالا رفت و ما هم برگشتیم شهر.

اللهی بمیرم برات دخترم.

شب ساعت 12:30 تبت خیلی رفت بالا و دیگه قطره استامینوفن جواب نمیداد بردیمت پیش دکتر بهت شیاف داد الهی مامان قربونت بره خیلی بی قراری میکردی صبح که شد بازم حالت بهتر نشد و بردمت پیش دکتر خوذت دکتر نیک ورز، تا دکتر اومد خیلی بی تابی می کردی مجبور شدم بذارمت توی چادر و تابت بدم.

دکترت گفت نه گلوت و نه گوشت و نه سینت هیچکدوم عفونت نداره فقط باید برات شیاف بذارم و مراقب باشم تبت بالا نره و دوراز جونت تشنج نکنی.

 خدایا این چند روز چقدر سخت گذشت مرتب برات دعای نور رو که میگن برای قطع تب باید  بخونی خوندم سوره بقره، صلوات و دعا و آیت الکرسی و...

تبت اصلا زیر 38 درجه نمیومد شیاف هم میذاشتم فقط یکی دو ساعت خوب بودی بقیه شو باید تن شویت میدادم .

دیروز حالت بد بود لباساتو در اورده بودم پا شدی شلوارتو آوردی دادی بهم تا برات بپوشم فدات بشم عزیزم.

دیشب دیگه با بابا و مامان جون رفتیم پیش بی بی سر زدیم و بعدشم رفتیم گلزار شهدا اشک ریختم و دعا کردم زود خوب شی خداروشکر دعام مستجاب شدو امروز حالت خیلی بهتر شد دیگه برات شیاف نذاشتم.

ظهر بردمت بهداشت وزنت کردم شدی 6 کیلو و 750. دلم خیلی سوخت و ناراحت شدم تو این چند روز وزنت کم شد.

ایشالله هیچوقت مریضیتو نبینم نازگلم خیییییییییییییلییییییییی دوست دارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

معصوم
21 اسفند 91 0:02
واي عزيزم اعصابم ريخت بهم،خدا شاهده برام فرقي نميكنه بچه تنم يا غريبه،اصلا تحمل مريضي بچه ها رو ندارم.خدا رو شكر تبش كشيد پايين،توكل به خدا كن عزيزم.روي مثل ماهش رو برام ببوس


ممنون گلم سلامت باشی
خاله سوری
21 اسفند 91 1:18
خاله قربونت بره، اشکم دراومد آخه تو که میدونی خاله طاقت مریضی تو رو نداره ، الهی زود زود خوب خوب شی و هرگز رنگ بیماری به خودت نبینی عزیزم


سلام خاله جونی نگران نباش الان خوبم خداروشکر
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ضحی نازی می باشد